رسانه

سایت شخصی بهمن علی بخشی

رسانه

سایت شخصی بهمن علی بخشی

رسانه

عشق باید الهی باشد و بس.....!!!
گاهی اوقات خود را گم می‌کنم...
مثل حالا !! ...
اما صدایی انگشت به دهان می‌گوید: ببخشید،...
شما را قبلاً جایی ندیده‌ام ؟!
اما نمی‌دانم مگر سواد ندارید؟
روی پیشانی من که نوشته شده صاحب این عکس ماهها قبل مرده است .....!!

دانشجوی دکتری مدیریت رسانه
pr.bakhshi.b@gmail.com

پیوندهای روزانه

۳۵ مطلب با موضوع «نکات کاربردی روابط عمومی» ثبت شده است

سال گذشته تاکید بر شب یلدا بدون فضای مجازی و گذران وقت کنار خانواده بود اما امسال تاکید بر دوری و دوستی و حضور در شبکه های مجازی که بیشتر به فضای حقیقی نزدیک تر شده اند . زندگی همه ما با فناوری عجین شده است و شاید بشود گفت گوشی‌ هوشمندمان بهترین دوست و همراهمان است! به همین دلیل افکار اکثر ما توسط شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک و اینستاگرام هدایت می‌شود.

نزدیک به چند هزار سال است که آخرین شب پاییز یعنی شب یلدا که تاریک ترین و درازترین شب سال است توسط ایرانیان جشن گرفته می شود و آیین ها و رسومات مختلفی در این شب به یاد ماندنی در کنار هم سپری می کنند ، شب زیبایی که در شهرهای مختلف ایران آداب و رسومی دارد که البته فضای مجازی و  شبکه های اجتماعی هم مدتی هست به خانواده ما یا پایه ثابت جمع های خانوادگی ما تبدیل شده است .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۹ ، ۰۹:۱۳
بهمن علی بخشی

معرفی کتاب #رفتار_مصرف_کننده _آنلاین

نظریه و تحقیق در رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات و خرده‌فروشی الکترونیک، کتاب مهمی مملو از بینش‌های گیرا و اقناع‌کننده دربارة کاربرد رسانه‌های اجتماعی، دنیای مجازی، بازی‌های آنلاین، خرید آنلاین و مواردی از این دست در مصرف‌کننده است.

این کتاب در جای خود، مرجعی ضروری برای کمک به ما در فهم مضامین و مفاهیم رفتار مصرف‌کنندة آنلاین محسوب می‌شود.

 

 

این تحقیقات آمیزه‌ای عالی از مباحث مربوط به مصرف‌کننده همچون عمل‌گرایی مصرف‌کننده، عملکرد هویت، و موضوعات مرتبط با حریم شخصی و همین‌طور مضامین مدیریت بازاریابی مرتبط با کمپین‌های سیاسی، تبلیغات آنلاین و کاربردهای رسانه‌های اجتماعی را بررسی می‌کند. اگر بتوان چیزی را در دنیای دائماً در حال تغییر اینترنت، پیشرفته‌ترین دانست، این کتاب است.»

راسل بلک، دانشکده بازرگانی شولیچ، دانشگاه یورک «امروزه اندیشیدن به مصرف‌کنندگان بدون در نظر گرفتن رفتار آنلاین، امری غیرممکن است. با این حال، زمان، نحوه و دلیل اینکه مواردی همچون رسانه‌های اجتماعی و تجارت الکترونیک بر رفتار افراد تأثیر می‌گذارد، کمتر شناخته شده است. این کتاب، نوری چشمگیر بر این حوزه‌های جدید و نوظهور می‌‌تاباند.» جونابرگر، دانشکده وارتون، دانشگاه پنسیلوانیا امروزه مصرف‌کنندگان، محصولات و خدمات مورد نیاز خود را به صورت حضوری از فروشگاه‌ها و یا از طریق وب‌سایت‌ها به صورت آنلاین و همین‌طور در محل‌های دیگر خریداری می‌کنند. آن‌ها از اطلاعاتی که به راحتی و بی‌درنگ از مجرای رسانه‌های اجتماعی متعدد در اختیار گذارده می‌شود بهره‌مند می‌شوند.

درنتیجه، از بسیاری جهات، محققان باید دوباره به نحوة مطالعة رفتار مصرف‌کننده بیندیشند. در واقع، یکی از آثار شبکة جهانی اینترنت، فراهم ساختن محصولات و خدمات برای مصرف‌کنندگان سراسر جهان در هر ساعت از شبانه‌روز است. اینکه اکنون چنین کتابی در اختیار داریم که نه تنها پرسش‌های پژوهشی انتقادی را مطرح می‌کند، بلکه به طرح راه‌حل‌ها و درک این پدیده نیز می‌پردازد، از اهمیت فراوانی برخوردار است. این کتاب در جای خود، مرجعی ضروری برای کمک به ما در فهم مضامین و مفاهیم رفتار مصرف‌کنندة آنلاین محسوب می‌شود. کنت بی. مونور، و پروفسور جی. ‌ام.‌ جونز، پروفسور برجسته و بازنشستة بازاریابی دانشگاه ایلی‌نویز

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۹ ، ۰۹:۴۱
بهمن علی بخشی

با بررسی بیش از ۱ میلیون صفحۀ عمومی در اینستاگرام، صفحات تیسترهای غذا (food tasters) در جایگاه دومین سگمنت پر بازدید با سریع‌ترین میزان رشد بعد از لایف‌ستایل قرار می‌گیرند.

حدود 13% از این تیسترهای حقیقی را «خانم‌ها» و 87% را «آقایان» تشکیل می‌دهند.

رشد تعداد افراد تازه‌وارد به این حوزه در بازۀ زمانی کوتاهی «۳ برابر» شده‌ و به دنبال آن تعداد صفحات معرفی شده نیز به‌شدت افزایش پیدا کرده است که عموماً توسط خود همین افراد اداره و به عنوان پکیج‌های انتشار به صاحبان مشاغل پیشنهاد داده می‌شوند.

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۹ ، ۱۴:۰۱
بهمن علی بخشی

مدیرعامل جوانی که اعتماد به نفس پایینی داشت، ترفیع شغلی یافت؛ اما نمی توانست خود را با شغل و موقعیت جدیدش وفق دهد. روزی کسی در اتاق او را زد و او برای آنکه نشان دهد آدم مهمی است و سرش هم شلوغ است، تلفن را برداشت و از ارباب رجوع خواست داخل شود. در همان حال که مرد منتظر صحبت با مدیرعامل بود، مدیرعامل هم با تلفن صحبت میکرد. سرش را تکان می داد و می گفت: «مهم نیست، من می توانم از عهده اش برآیم.» بعد از لحظاتی گوشی را گذاشت و از ارباب رجوع پرسید: «چه کاری می توانم برای شما انجام دهم؟» مرد جواب داد: «آمده ام تلفن تان را وصل کنم!»چرا ما انسان ها گاهی به چیزی که نیستیم تظاهر می کنیم؟ قصد داریم چه چیز را ثابت کنیم؟ می خواهیم چه کاری انجام دهیم؟ چه لزومی دارد دروغ بگوییم؟ چرا به دنبال کسب حس مهم بودن حتی به طور کاذب هستیم؟

باید همواره به یاد داشته باشیم که تمام این نوع رفتارها، ناشی از ناامنی و اعتماد به نفس پایین است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۹ ، ۰۹:۵۰
بهمن علی بخشی

ویژگی اصلی رسانه‌ها، همه جا بودن آن‌هاست. رسانه‌ها امری فراگیرند؛ آنها می‌توانند یک کلاس بی‌دیوار با میلیاردها مستمع تشکیل دهند. رسانه‌ها وظیفه حراست از محیط را به عهده دارند؛ آنها باید همبستگی کلی را بین اجزاء جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی ایجاد کنند و مسئولیت انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را به عهده دارند.

 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۹ ، ۰۹:۰۴
بهمن علی بخشی

تلویزیون حالا برفکی نمی شه، رادیو هم خش نداره، نشریه ها هم رنگی شده، سینما دیجیتال و موبایل هوشمند ...

اما هرگز چشم ها و گوش ها این قدر پر از پارازیت معنایی نبوده 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۹ ، ۰۸:۱۴
بهمن علی بخشی

نپرریوکا یک فاجعۀ اجتماعی

 

بهمن علی بخشی/ مدیران و کارفرمایان تأکید فراوانی دارند که همۀ کارکنان باید رأس ساعت مشخصی سر کارشان حاضر باشند، اما چندان نمی‌پسندند که زیردستانشان سر ساعت معینی دست از کار بکشند. در واقع، کار از نظر آن‌ها هیچ وقت تمام نمی‌شود. فرقی نمی‌کند یازده شب باشد، یا روز تعطیل هفته، هر لحظه ممکن است لازم شود کاری را پیگیری کنید. این وضعیت هرچند زندگی اجتماعی و خانوادگی ما را خراب می‌کند، بااین‌حال ظاهراً برای اقتصاد خوب است. اما اقتصادانان دربارۀ همین یک فایده هم مطمئن نیستند.

کمتر از یک قرن پیش، رهبران شوروی سابق دست به یکی از عجیب‌ترین کارهایشان برای تغییر شکل تقویم عمومی زدند. چون ژوزف استالین تلاش می‌کرد هرچه‌زودتر یک منطقۀ دورافتادۀ کشاورزی را به کشوری صنعتی تبدیل کند، دولت وی روزهای هفته را از هفت روز به پنج روز کاهش داد. روزهای شنبه و یکشنبه از تقویم برچیده شد.

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۸ ، ۰۹:۵۰
بهمن علی بخشی

بعضی‌ها را همه می‌شناسند، اما نمی‌شود به آن‌ها گفت «سلبریتی».

سلبریتی‌شدن چیزی بیشتر از شهرت لازم دارد. برخلاف آن‌ آدم‌های سرشناسی که شاید از زندگی‌شان چندان سر درنیاوریم، سلبریتی‌ها به‌طرز عجیبی به ما شباهت دارند. مثل ما شوخی می‌کنند، بچه‌دار می‌شوند، و غذا می‌خورند. اما این شباهت ذره‌ای از فاصلۀ کهکشانی آن‌ها با ما کم نمی‌کند. مهم‌ترین اتفاقات زندگی ما به گوش کسی نمی‌رسد، درحالی‌که خبرهای پیش‌پاافتادۀ آن‌ها دنیا را پر می‌کند. این نزدیکانِ بسیار دور واقعاً چه فرقی با دیگران دارند؟

فرق سلبریتی با سایر شکل‌های تأیید و پسند عمومی آن است که بر مَدار شخصیت فردی می‌چرخد. سلبریتی‌ها، با آن کمالِ به‌ظاهر جاودانه‌شان، برای ما مفرّی از روزمرگی‌اند، سرگرممان می‌کنند، لذت به ما می‌بخشند یا یارمان می‌شوند تا دردمان را ابراز کنیم. و، با همۀ نقص بشری‌شان، تسلی‌بخش کمبودهای مایند، حس تعلق می‌آفرینند، و یادمان می‌آورند که کشمکش همانا ضرورت تجربۀ بشری است. سلبریتی‌ها بازتابی از شخص‌بودن ما هستند، یعنی نشانمان می‌دهند چه کسی هستیم. ولی درعین‌حال با خیال هم ما را افسون می‌کنند، یعنی نشانمان می‌دهند چه کسی می‌خواهیم باشیم.


 

 

 

ایدۀ «شهرت»، در مسیر تحول خود، چنان بسط یافت که جایی هم برای رسوایی باز کرد. بدین‌ترتیب، شهرت کمتر به یک عمل خاص ربط داده می‌شد، و بیشتر به یک فرد خاص یا حداقل ایده‌ای خاص از آن فرد پیوند می‌خورد. به قرن نوزدهم که می‌رسیم، ارزش فرد مشهور مدیون توانایی غریب اوست که در آنِ واحد خارق‌العاده است و تقلیدپذیر. چنین کسی نه‌تنها با دستاوردها یا نسبش، بلکه با تبلیغ هم آفریده می‌شد. ایدۀ سلبریتی جلوۀ ظاهری فردیت را بر نحوۀ ابرازش ترجیح می‌داد و به نوع نگاه مردم به شخص سلبریتی اهمیت می‌داد. بدین‌ترتیب، سلبریتی (مثل شهرت و رسوایی) از یک چهرۀ عمومی و مردمی حکایت می‌کرد که تصویر و هویت او، سبک و جوهرۀ او، درهم‌آمیخته بودند.

اما وقتی شهرت هم به این زرق‌وبرق رسید، وجه تمایزش با سلبریتی چه بود؟ چه چیزی مثلاً جان استوارت میل، چارلز داروین و فلورانس نایتینگل را از لُرد بایرون، فرانتس لیست، توماس ادیسون یا سارا برنارد متمایز می‌کرد؟ همۀ این چهره‌ها در قرن نوزدهم مشهور بودند، همگی مشهور بودند، دربارۀ همه‌شان «حرف زده می‌شد». ولی بااین‌حال، دستۀ اول به‌اندازۀ دستۀ دوم توجه رسانه‌ای جلب نمی‌کردند، مشوق کالاسازی (تأیید محصولات، پخش تصویر، امضای عکسشان) نمی‌شدند، یا کیش شخصیت راه نمی‌انداختند. دستۀ اول پیرو و مرید داشتند؛ دستۀ دوم هوادار. دستۀ اول زمینه‌ساز گفت‌وگو بودند؛ دستۀ دوم محرّک جنجال. دستۀ اول توجه جلب می‌کردند، ولی توجه دلیل وجودی دستۀ دوم بود. اوضاع به‌سمتی می‌رفت که تفاوت شهرت و سلبریتی نه در جنس توجه، که در میزان توجه باشد.
مشهوران روزگار از قدیم‌الایام در محافل متعارف ذی‌نفوذ از قبیل دادگاه‌ها، تالارها و برج‌های عاج بود که سرشناس می‌شدند، و قرن‌ها بود که همانندهایشان در حکّاکی‌های کتاب‌ها، در مجسمه‌ها، روی مدال‌ها و سکه‌ها، و در تندیس‌های سفالین تکثیر می‌شد. اما این تصاویر عمدتاً میان سرآمدانی از جامعه تکثیر می‌شد که از پسِ هزینۀ سفارش، خرید و جمع‌آوری‌شان برمی‌آمدند. تولید مکانیکی بود که دسترسی به این تصاویر را دموکراتیزه کرد. به اواخر قرن نوزدهم که می‌رسیم، برخلاف ولی‌نعمتان و رفقای صمیمی سابق، می‌بینیم که تماشاچیان بی‌نام و مصرف‌کنندگان بی‌چهره نیز مشوق تولید تصاویر افراد خارق‌العاده شده‌اند: در کاریکاتورهای روزنامه‌ها، روی برجسته‌کاری‌های چینی، در پُرتره‌های ارزان‌قیمت جیبی، روی کارت‌های ویزیت عکس‌دار، و پوسترهایی در اندازه‌های واقعی آدم‌ها که در بلوارهای شهری نصب می‌شدند و معابر مهم را تزیین می‌کردند.

فرهنگ سلبریتی کماکان واکنش‌های تناقض‌آمیزی برمی‌انگیزد. در یک‌سو، سلبریتی امروزی که درگیر نظام‌های قدیمی شهرت‌ساز و گرفتار سیستم ستاره‌پرور قرن بیستم است، مثل پیشینیان خود جنس اصل و بدل را درهم می‌کند، توجهات را به نمونه‌ای منحصربه‌فرد و متفاوت و مستعد جلب می‌نماید، و یک لحظۀ گذرا را ثبت و ضبط می‌کند تا تصویری آنی از واقعیت اجتماعی مشترکی باشد که، به‌قدر خودِ سلبریتی، متزلزل و بی‌دوام است. سلبریتی‌ها، این تمثال‌های شوق‌انگیز و نمادهای بُت‌واره و حامل‌های خاطرۀ جمعی، در تمام وجوه حیات مدرن رخنه می‌کنند. در سوی دیگر، سلبریتی الهام‌بخش استهزا و حتی اهانت است. خصومت برمی‌انگیزد، یا حداقل دودلی می‌پرورد. مکتب فرانکفورت، انتقاد چپ‌گرایانۀ تند و تیزی بر صنایع فرهنگی استثمارگری داشت که پس از جنگ جهانی دوم در غرب ریشه می‌دواندند. دنیل بورستین، مورّخی که در وادی سیاست محافظه‌کار بود، در دهۀ ۱۹۶۰ میلادی آن انتقاد را به کار بست تا بگوید سلبریتی، در توصیف بدبینانۀ او، دست‌پرورده‌ای است که رسانه‌های جمعی مرتکبش شده و زنده نگهش می‌دارند، رسانه‌هایی که به‌قدر خود سلبریتی بی‌روح و شیّادند.

 

http://tarjomaan.com/neveshtar/9537/

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۸ ، ۱۰:۳۹
بهمن علی بخشی

خطاهای تایپی که زندگی آدم ها را تغییر داده اند

یک پیامک اشتباهی یا خطای تایپی می‌تواند پیامدهای عجیبی داشته باشد

 

حتماً برای شما هم پیش آمده که موقع چَت‌کردن کلمه‌ای را اشتباه تایپ کنید یا پیامکی را اشتباهی بفرستید و اسباب خنده و تفریح دیگران شوید. اما ماجرا همیشه با مقداری شوخی و خنده یا قدری خجالت‌زدگی تمام نمی‌شود. یک گزارشگر داستان‌هایی را روایت می‌کند که در آن‌ها پیامکی اشتباه یا خطایی تایپی پیامدهای غیرمنتظره و بی‌رحمانه‌ای داشته که هیچ نسبتی با خطای آغازین ندارند. بین همۀ خطاهای تایپ و کلیک کدام مورد فاجعه‌بارترین بوده است؟

 

یکی از روزهای ماه مهِ امسال، لویجی ریمونتی از خانه‌اش در گِیتزهد بیرون آمد تا به قایقی برسد که بندر نورث شیلدز را ترک می‌کرد. این اولین مرحله از سفر هزار مایلی او در اروپا به مقصد ایتالیا بود. این مرد ۸۱ سالۀ شاداب و پرانرژی در حومۀ رُم بزرگ شد و در جوانی به شمال‌شرق انگلستان آمد. در این سال‌ها اغلب تا رُم رانندگی می‌کرد. لویجی به دو پسر بزرگش، جینو و والتر، می‌گفت که ترجیح می‌دهد این راه طولانی را با ماشین برود. آن‌ها نگران بودند که در این رانندگی‌ها برای پدرشان اتفاقی بیافتد. بهار امسال، برای اولین‌بار پدرشان را متقاعد کردند تا دستگاه مسیریاب ماهواره‌ای در ماشینش تعبیه کند.



در آمستردام که ریمونتی از قایق پیاده شد، مشکلاتش با دستگاه شروع شد. در یک پمپ بنزین ایستاد. دنبال کسی بود که کمکش کند مقصد را دوباره وارد کند. یک غریبه پذیرفت. چند دکمه و تَق. ریمونتی از غریبه تشکر کرد و عازم راه شد. به گمانش به سمت جنوب می‌رفت، به سوی رُم.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۴۷
بهمن علی بخشی

در عصر اینترنت، حافظۀ بازیابی، توانایی به‌یادآوردنِ خودبه‌خود اطلاعات در ذهن، ضرورت کمتری دارد. هنوز هم به درد اراجیف کافه می‌خورد یا فهرست کارهای روزانه‌تان اما به گفتۀ هوروات، آنچه «حافظۀ شناختی» نام دارد، از اهمیت بالاتری برخوردار است. او می‌گوید «تا وقتی یادتان باشد آن اطلاعات کجاست و چطور می‌توان به آن دسترسی پیدا کرد، دیگر نیازی نیست آن را به خاطر بسپارید».

واقعیت این است که مردم اغلب بیش از آنچه بتوانند در مغز خود نگه دارند، اطلاعات وارد آن می‌کنند. سال گذشته، هوروات و همکارانش در دانشگاه ملبورن دریافتند افرادی که بیش از حد برنامه‌های تلویزیونی می‌بینند،‌ محتوای برنامه‌ها را خیلی سریع‌تر از کسانی فراموش می‌کردند که هفته‌ای یک قسمت را تماشا می‌کردند. کسانی که زیاد تلویزیون می‌دیدند بلافاصله پس از برنامه در یک آزمون شرکت می‌کردند و بالاترین امتیاز را در این آزمون می‌گرفتند اما ۱۴۰ روز بعد، امتیاز آن‌ها کمتر از کسانی بود که هفتگی به تماشای تلویزیون می‌نشستند. همچنین طبق گزارش خودشان، میزان لذت آن‌ها از تماشای برنامه کمتر از کسانی بود که روزی یک بار یا هفته‌ای یک بار آن را تماشا می‌کردند.

نقاش: آیزاک اسرائلز.

http://tarjomaan.com/neveshtar/9499/

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۳۱
بهمن علی بخشی