رسانه

سایت شخصی بهمن علی بخشی

رسانه

سایت شخصی بهمن علی بخشی

رسانه

عشق باید الهی باشد و بس.....!!!
گاهی اوقات خود را گم می‌کنم...
مثل حالا !! ...
اما صدایی انگشت به دهان می‌گوید: ببخشید،...
شما را قبلاً جایی ندیده‌ام ؟!
اما نمی‌دانم مگر سواد ندارید؟
روی پیشانی من که نوشته شده صاحب این عکس ماهها قبل مرده است .....!!

pr.bakhshi.b@gmail.com

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه

۳۵ مطلب با موضوع «عمومی» ثبت شده است

نپرریوکا یک فاجعۀ اجتماعی

 

بهمن علی بخشی/ مدیران و کارفرمایان تأکید فراوانی دارند که همۀ کارکنان باید رأس ساعت مشخصی سر کارشان حاضر باشند، اما چندان نمی‌پسندند که زیردستانشان سر ساعت معینی دست از کار بکشند. در واقع، کار از نظر آن‌ها هیچ وقت تمام نمی‌شود. فرقی نمی‌کند یازده شب باشد، یا روز تعطیل هفته، هر لحظه ممکن است لازم شود کاری را پیگیری کنید. این وضعیت هرچند زندگی اجتماعی و خانوادگی ما را خراب می‌کند، بااین‌حال ظاهراً برای اقتصاد خوب است. اما اقتصادانان دربارۀ همین یک فایده هم مطمئن نیستند.

کمتر از یک قرن پیش، رهبران شوروی سابق دست به یکی از عجیب‌ترین کارهایشان برای تغییر شکل تقویم عمومی زدند. چون ژوزف استالین تلاش می‌کرد هرچه‌زودتر یک منطقۀ دورافتادۀ کشاورزی را به کشوری صنعتی تبدیل کند، دولت وی روزهای هفته را از هفت روز به پنج روز کاهش داد. روزهای شنبه و یکشنبه از تقویم برچیده شد.

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۸ ، ۰۹:۵۰
بهمن علی بخشی

بعضی‌ها را همه می‌شناسند، اما نمی‌شود به آن‌ها گفت «سلبریتی».

سلبریتی‌شدن چیزی بیشتر از شهرت لازم دارد. برخلاف آن‌ آدم‌های سرشناسی که شاید از زندگی‌شان چندان سر درنیاوریم، سلبریتی‌ها به‌طرز عجیبی به ما شباهت دارند. مثل ما شوخی می‌کنند، بچه‌دار می‌شوند، و غذا می‌خورند. اما این شباهت ذره‌ای از فاصلۀ کهکشانی آن‌ها با ما کم نمی‌کند. مهم‌ترین اتفاقات زندگی ما به گوش کسی نمی‌رسد، درحالی‌که خبرهای پیش‌پاافتادۀ آن‌ها دنیا را پر می‌کند. این نزدیکانِ بسیار دور واقعاً چه فرقی با دیگران دارند؟

فرق سلبریتی با سایر شکل‌های تأیید و پسند عمومی آن است که بر مَدار شخصیت فردی می‌چرخد. سلبریتی‌ها، با آن کمالِ به‌ظاهر جاودانه‌شان، برای ما مفرّی از روزمرگی‌اند، سرگرممان می‌کنند، لذت به ما می‌بخشند یا یارمان می‌شوند تا دردمان را ابراز کنیم. و، با همۀ نقص بشری‌شان، تسلی‌بخش کمبودهای مایند، حس تعلق می‌آفرینند، و یادمان می‌آورند که کشمکش همانا ضرورت تجربۀ بشری است. سلبریتی‌ها بازتابی از شخص‌بودن ما هستند، یعنی نشانمان می‌دهند چه کسی هستیم. ولی درعین‌حال با خیال هم ما را افسون می‌کنند، یعنی نشانمان می‌دهند چه کسی می‌خواهیم باشیم.


 

 

 

ایدۀ «شهرت»، در مسیر تحول خود، چنان بسط یافت که جایی هم برای رسوایی باز کرد. بدین‌ترتیب، شهرت کمتر به یک عمل خاص ربط داده می‌شد، و بیشتر به یک فرد خاص یا حداقل ایده‌ای خاص از آن فرد پیوند می‌خورد. به قرن نوزدهم که می‌رسیم، ارزش فرد مشهور مدیون توانایی غریب اوست که در آنِ واحد خارق‌العاده است و تقلیدپذیر. چنین کسی نه‌تنها با دستاوردها یا نسبش، بلکه با تبلیغ هم آفریده می‌شد. ایدۀ سلبریتی جلوۀ ظاهری فردیت را بر نحوۀ ابرازش ترجیح می‌داد و به نوع نگاه مردم به شخص سلبریتی اهمیت می‌داد. بدین‌ترتیب، سلبریتی (مثل شهرت و رسوایی) از یک چهرۀ عمومی و مردمی حکایت می‌کرد که تصویر و هویت او، سبک و جوهرۀ او، درهم‌آمیخته بودند.

اما وقتی شهرت هم به این زرق‌وبرق رسید، وجه تمایزش با سلبریتی چه بود؟ چه چیزی مثلاً جان استوارت میل، چارلز داروین و فلورانس نایتینگل را از لُرد بایرون، فرانتس لیست، توماس ادیسون یا سارا برنارد متمایز می‌کرد؟ همۀ این چهره‌ها در قرن نوزدهم مشهور بودند، همگی مشهور بودند، دربارۀ همه‌شان «حرف زده می‌شد». ولی بااین‌حال، دستۀ اول به‌اندازۀ دستۀ دوم توجه رسانه‌ای جلب نمی‌کردند، مشوق کالاسازی (تأیید محصولات، پخش تصویر، امضای عکسشان) نمی‌شدند، یا کیش شخصیت راه نمی‌انداختند. دستۀ اول پیرو و مرید داشتند؛ دستۀ دوم هوادار. دستۀ اول زمینه‌ساز گفت‌وگو بودند؛ دستۀ دوم محرّک جنجال. دستۀ اول توجه جلب می‌کردند، ولی توجه دلیل وجودی دستۀ دوم بود. اوضاع به‌سمتی می‌رفت که تفاوت شهرت و سلبریتی نه در جنس توجه، که در میزان توجه باشد.
مشهوران روزگار از قدیم‌الایام در محافل متعارف ذی‌نفوذ از قبیل دادگاه‌ها، تالارها و برج‌های عاج بود که سرشناس می‌شدند، و قرن‌ها بود که همانندهایشان در حکّاکی‌های کتاب‌ها، در مجسمه‌ها، روی مدال‌ها و سکه‌ها، و در تندیس‌های سفالین تکثیر می‌شد. اما این تصاویر عمدتاً میان سرآمدانی از جامعه تکثیر می‌شد که از پسِ هزینۀ سفارش، خرید و جمع‌آوری‌شان برمی‌آمدند. تولید مکانیکی بود که دسترسی به این تصاویر را دموکراتیزه کرد. به اواخر قرن نوزدهم که می‌رسیم، برخلاف ولی‌نعمتان و رفقای صمیمی سابق، می‌بینیم که تماشاچیان بی‌نام و مصرف‌کنندگان بی‌چهره نیز مشوق تولید تصاویر افراد خارق‌العاده شده‌اند: در کاریکاتورهای روزنامه‌ها، روی برجسته‌کاری‌های چینی، در پُرتره‌های ارزان‌قیمت جیبی، روی کارت‌های ویزیت عکس‌دار، و پوسترهایی در اندازه‌های واقعی آدم‌ها که در بلوارهای شهری نصب می‌شدند و معابر مهم را تزیین می‌کردند.

فرهنگ سلبریتی کماکان واکنش‌های تناقض‌آمیزی برمی‌انگیزد. در یک‌سو، سلبریتی امروزی که درگیر نظام‌های قدیمی شهرت‌ساز و گرفتار سیستم ستاره‌پرور قرن بیستم است، مثل پیشینیان خود جنس اصل و بدل را درهم می‌کند، توجهات را به نمونه‌ای منحصربه‌فرد و متفاوت و مستعد جلب می‌نماید، و یک لحظۀ گذرا را ثبت و ضبط می‌کند تا تصویری آنی از واقعیت اجتماعی مشترکی باشد که، به‌قدر خودِ سلبریتی، متزلزل و بی‌دوام است. سلبریتی‌ها، این تمثال‌های شوق‌انگیز و نمادهای بُت‌واره و حامل‌های خاطرۀ جمعی، در تمام وجوه حیات مدرن رخنه می‌کنند. در سوی دیگر، سلبریتی الهام‌بخش استهزا و حتی اهانت است. خصومت برمی‌انگیزد، یا حداقل دودلی می‌پرورد. مکتب فرانکفورت، انتقاد چپ‌گرایانۀ تند و تیزی بر صنایع فرهنگی استثمارگری داشت که پس از جنگ جهانی دوم در غرب ریشه می‌دواندند. دنیل بورستین، مورّخی که در وادی سیاست محافظه‌کار بود، در دهۀ ۱۹۶۰ میلادی آن انتقاد را به کار بست تا بگوید سلبریتی، در توصیف بدبینانۀ او، دست‌پرورده‌ای است که رسانه‌های جمعی مرتکبش شده و زنده نگهش می‌دارند، رسانه‌هایی که به‌قدر خود سلبریتی بی‌روح و شیّادند.

 

http://tarjomaan.com/neveshtar/9537/

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۸ ، ۱۰:۳۹
بهمن علی بخشی

خطاهای تایپی که زندگی آدم ها را تغییر داده اند

یک پیامک اشتباهی یا خطای تایپی می‌تواند پیامدهای عجیبی داشته باشد

 

حتماً برای شما هم پیش آمده که موقع چَت‌کردن کلمه‌ای را اشتباه تایپ کنید یا پیامکی را اشتباهی بفرستید و اسباب خنده و تفریح دیگران شوید. اما ماجرا همیشه با مقداری شوخی و خنده یا قدری خجالت‌زدگی تمام نمی‌شود. یک گزارشگر داستان‌هایی را روایت می‌کند که در آن‌ها پیامکی اشتباه یا خطایی تایپی پیامدهای غیرمنتظره و بی‌رحمانه‌ای داشته که هیچ نسبتی با خطای آغازین ندارند. بین همۀ خطاهای تایپ و کلیک کدام مورد فاجعه‌بارترین بوده است؟

 

یکی از روزهای ماه مهِ امسال، لویجی ریمونتی از خانه‌اش در گِیتزهد بیرون آمد تا به قایقی برسد که بندر نورث شیلدز را ترک می‌کرد. این اولین مرحله از سفر هزار مایلی او در اروپا به مقصد ایتالیا بود. این مرد ۸۱ سالۀ شاداب و پرانرژی در حومۀ رُم بزرگ شد و در جوانی به شمال‌شرق انگلستان آمد. در این سال‌ها اغلب تا رُم رانندگی می‌کرد. لویجی به دو پسر بزرگش، جینو و والتر، می‌گفت که ترجیح می‌دهد این راه طولانی را با ماشین برود. آن‌ها نگران بودند که در این رانندگی‌ها برای پدرشان اتفاقی بیافتد. بهار امسال، برای اولین‌بار پدرشان را متقاعد کردند تا دستگاه مسیریاب ماهواره‌ای در ماشینش تعبیه کند.



در آمستردام که ریمونتی از قایق پیاده شد، مشکلاتش با دستگاه شروع شد. در یک پمپ بنزین ایستاد. دنبال کسی بود که کمکش کند مقصد را دوباره وارد کند. یک غریبه پذیرفت. چند دکمه و تَق. ریمونتی از غریبه تشکر کرد و عازم راه شد. به گمانش به سمت جنوب می‌رفت، به سوی رُم.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۴۷
بهمن علی بخشی

در عصر اینترنت، حافظۀ بازیابی، توانایی به‌یادآوردنِ خودبه‌خود اطلاعات در ذهن، ضرورت کمتری دارد. هنوز هم به درد اراجیف کافه می‌خورد یا فهرست کارهای روزانه‌تان اما به گفتۀ هوروات، آنچه «حافظۀ شناختی» نام دارد، از اهمیت بالاتری برخوردار است. او می‌گوید «تا وقتی یادتان باشد آن اطلاعات کجاست و چطور می‌توان به آن دسترسی پیدا کرد، دیگر نیازی نیست آن را به خاطر بسپارید».

واقعیت این است که مردم اغلب بیش از آنچه بتوانند در مغز خود نگه دارند، اطلاعات وارد آن می‌کنند. سال گذشته، هوروات و همکارانش در دانشگاه ملبورن دریافتند افرادی که بیش از حد برنامه‌های تلویزیونی می‌بینند،‌ محتوای برنامه‌ها را خیلی سریع‌تر از کسانی فراموش می‌کردند که هفته‌ای یک قسمت را تماشا می‌کردند. کسانی که زیاد تلویزیون می‌دیدند بلافاصله پس از برنامه در یک آزمون شرکت می‌کردند و بالاترین امتیاز را در این آزمون می‌گرفتند اما ۱۴۰ روز بعد، امتیاز آن‌ها کمتر از کسانی بود که هفتگی به تماشای تلویزیون می‌نشستند. همچنین طبق گزارش خودشان، میزان لذت آن‌ها از تماشای برنامه کمتر از کسانی بود که روزی یک بار یا هفته‌ای یک بار آن را تماشا می‌کردند.

نقاش: آیزاک اسرائلز.

http://tarjomaan.com/neveshtar/9499/

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۳۱
بهمن علی بخشی

 یکی از رازهای هستی تصمیم‌های بزرگی‌اند که به‌راحتی گرفته می‌شوند

در جولای سال ۱۸۳۸، چارلز داروین ۲۹ساله و مجرد بود. دو سال پیش‌تر، از سفر با کشتی اچ.ام.اس بیگلز بازگشته بود و مشاهداتی را با خود آورده بود که در نهایت شالودۀ کتاب منشأ انواع شدند. در همین اثنا، با مسئلۀ تحلیلی اضطراری‌تری مواجه گشت. داروین به فکر خواستگاری از دختردایی‌اش، اِما ویجوود، بود اما از این می‌ترسید که ازدواج و بچه‌داری مانع از مشغولیت علمی‌اش شود. او برای آنکه راه‌حلی پیدا کند، دو فهرست درست کرد.

روی اولی نوشت: «ازدست‌دادن زمان، شاید جروبحث، بعدازظهر‌ها نمی‌توانم کتاب بخوانم، اضطراب و مسئولیت. شاید همسرم از لندن خوشش نیاید؛ که در این صورت مجازات من می‌شود تبعید و تنزل درجه به یک ابله عاطل و باطل». و در فهرست دوم چنین نوشت: «فرزندان (اگر خدا بخواهد). همراهی همیشگی (و دوست دوران پیری) خانه، و کسی که مراقب خانه است». او تأکید می‌کند که: «تصورش هم دشوار است که تمام زندگی‌ات را، همچون یک زنبور کارگر، کار کنی و کار کنی، فقط زنی خوب و مهربان را مجسم کن که روی کاناپه نشسته، کنار آتشی برافروخته، کتاب و شاید هم موسیقی».

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۲۴
بهمن علی بخشی

هر کس با شما در مورد فن بیان و بالا بردن قدرت بیان صحبت کند، احتمالاً در مورد حجم صدا و اهمیت آن هم صحبت خواهد کرد.

بنابراین از تکرار مکررات صرف نظر می کنم و صرفاً یک تمرین ساده اما موثر برای  شما پیشنهاد دارم:

 

این تمرین به عنوان یکی از ساده ترین تمرینات فن بیان، به‌تنهایی می‌تواند بخش مهمی از کیفیت سخنرانی شما را بهبود دهد.

به خاطر داشته باشید که یکی از محل‌های فرضی که انتخاب می‌کنید، کسی باشد که چند متر عقب‌تر و پشت سر شما نشسته است.

 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۸ ، ۱۰:۵۸
بهمن علی بخشی

این روزها هر کجا که قدم بگذارید افرادی در حال گرفتن عکس سلفی از خودشان هستند. در خیابان، پارک، اتوبوس و تاکسی و حتی در صف خرید نان (!) می‌توانید افرادی را در حال سلفی گرفتن ببینید.

طبق تحقیق YouGov بیش از ۷۵٪ افراد عکس سلفی در هنگام بازدید از یک مکان توریستی را قابل پذیرش دانسته‌اند.
عکس سلفی هنگام شرکت در مراسم ختم بیشترین نظر منفی را داشته و از نظر ۸۱٪ افراد کاملا یا تاحدی غیرقابل‌پذیرش توصیف شده است.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۳۰
بهمن علی بخشی

اینستاگرام زمانی شاید صرفاً برای بارگذاری عکس بود اما حالا آنقدر گسترده شده که می‌شود در آن زندگی کرد. هم برای کسی که جلوی دوربین می‌نشیند و کاکتوس می‌خورد جا هست و هم برای آن کسانی که می‌خواهند احوال زندگی روزمرۀ خود را با دوستانشان به اشتراک بگذارند. هم اخبار مهم سیاسی و اجتماعی در اینستاگرام منتشر می‌شود و هم اخبار ازدواج مجدد سلبریتی‌ها و ماجراهایی که روزی از خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی آدم‌ها بود. اینستاگرام محیطی برای ارتباط با دیگران است و همچنین بخشی از اوقات فراغتمان را پرمی‌کند، جایی است که در آن شگفت‌زده می‌شویم، لذت می‌بریم، شرم می‌کنیم و به ستوه می‌آییم. در دنیای جدید اینستاگرام رازهای زیادی مخفی شده است.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۸ ، ۰۹:۱۰
بهمن علی بخشی

امروزه فناوری های نوین، که هوش مصنوعی یکی از مهمترین آنها به شمار می آید، نقـش برجسته ای در موفقیت سازمان و یا کسب و کار ها دارند. لذا این پژوهش به شناسایی کارکردهای ایـن فناوری در ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان ها و به ویژه روابط عمومی می پردازد. توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در دنیا و در کشور ما، تاثیر گسترده ای در توسـعه سایر فناوری ها، افزایش بهره وری سازمان ها ، مؤسسات و بهبود ارائه خدمات لازم به مردم بطور خلاصه ایجاد زندگی بهتر دارد.


انجمن روابط عمومی ایران 


 بدون شک اولین گام جهت گسترش و بهره برداری از این فناوری در هـر جامعه شناخت کامل آن و همچنین ایجاد شرایط مناسب به منظور آموزش و دستیابی به توانایی های لازم استفاده از فناوری مذکور می باشد .

تا همین بیست سال پیش گوگل وجود نداشت، و تا همین سی سال پیش نمی‌توانست به وجود بیاید، چون وب وجود نداشت. در خاتمۀ فصل سوم سال ۲۰۱۶، گوگل حدوداً ۵۵۰ میلیارد دلار می‌ارزید و مابین شرکت‌های سهامی عام، رتبۀ دوم را از لحاظ ارزش بازار داشت. (رتبۀ اول متعلق به اپل بود)بازار آن یک‌دهم گوگل است، ۲۵۰ هزار کارمند دارد. 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۸ ، ۱۱:۲۴
بهمن علی بخشی

روابط عمومی ها در عصر جدید آینده، نیاز به استعدادها و افرادی خواهند داشت که مهارت و ساختار فکری درستی داشته باشند. نسل بعدی روابط عمومی، باید ترکیبی از مهارت تکنولوژی، خلاقیت، اشتیاق به فعالیت در هنر و صنعت روابط عمومی را داشته باشند.

روابط عمومی در عصر جهانی شدن در کنار استفاده شایسته و بهینه از ابزارهای رسانه ای، نیازمند درک بهتر از پیچیدگی های اجتماعی افراد است. در شرایطی که در روابط عمومیهای سنتی نیز این عامل دارای اهمیت بسزایی بود، در عصر جهانی شدن که عرصه رقابت سازمان ها به فراتر از مرزها کشیده شده و حتی در صورت مرز محدود عملکرد، به دلیل تجربه خدمات جهانی توسط مخاطبان، انتظار آنان از روابط عمومی ها افزایش یافته است، اهمیت آن به شکل با اهمیتی افزایش یافته است. هوش مصنوعی احتمالاً مهمترین عامل تغییر در قرن ۲۱ خواهد بود و زندگی‌هایمان را ‌طوری دگرگون خواهد کرد که اکثر مردم به‌سختی قادر به تصورش هستند.


به هر حال مهم این است که تکنولوژی عصر جدید یا همان هوش مصنوعی برخی ساختارها را دگرگون خواهد کرد و نگاه به جنبه های اثرگذار و تسهیل کننده آن بر مسایل ما می تواند در عرصه های گوناگون ما را در زمره برندگان و کاربران عصر اطلاعات قرار دهد. باید در جامعه خود با تاکید بر اندیشه ورزی، تلاش نماییم تا با تقویت جنبه های مثبت و اثرگذار این پدیده نوظهور بپردازیم. قرن بیست، قرن ارتباطات بوده است و قرن بیست و یک قرن اطلاعات. ما در پایان عصر ارتباطات و در حال ورود به عصر اطلاعات قرار گرفته ایم و شناخت تکنولوژی های جدید و استفاده از آن ها برای ما به خصوص برای صنعت روابط عمومی بسیار ضروری است.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۸ ، ۰۹:۲۱
بهمن علی بخشی